یک دکتر کوثری در تربت جام بود. چاق بود و عینکی تهاستکانی داشت.
پشت میز کوتاهی روی زمین مینشست و به پشتی تکیه میداد؛ گاهی هم با زیر پوش بود.
دورو برش، کلی قرص و شربت و دواهای دیگر بود. معاینهات میکرد، دوایت را میداد و پول هم نمیخواست.
و البته "اهل ادب" هم بود.
اگر حوصله بکنید و دوره مجله "دنیای سخن" را ورق بزنید،
مطلبی در مورد درگذشت او را میتوانید بخوانید.
و اطلاعات بیشتر در باره او هم در اینجا .
پشت میز کوتاهی روی زمین مینشست و به پشتی تکیه میداد؛ گاهی هم با زیر پوش بود.
دورو برش، کلی قرص و شربت و دواهای دیگر بود. معاینهات میکرد، دوایت را میداد و پول هم نمیخواست.
و البته "اهل ادب" هم بود.
اگر حوصله بکنید و دوره مجله "دنیای سخن" را ورق بزنید،
مطلبی در مورد درگذشت او را میتوانید بخوانید.
و اطلاعات بیشتر در باره او هم در اینجا .
۵ نظر:
دكتر جان! شما «تربت جام»ي هستيد؟
نه! ولی بهترین دوران زندگیم را در آنچا گذراندم.
سلام دوست عزیز
میشه بیشتر از دکتر کوثری بگین.اصالتا کجایی بودن.چه سالی فوت کردن و شما ایا او را دیده بودین.ببخشید ها کنجکاوشدم شما اهل کجا هستین.والان ساکن کدوم شهرین ممنون
لینک آخر نوشته در مورد دکتر کوثری بود،در بچگی هم که ساکن تربتجام بودیم کلی ویزیتم کرد:
دکتر محمد کوثری
شاید برای بعضی از افراد که کمتر با شخصیت علمی، عرفانی و نوع دوستی دکتر محمد کوثری آشنایی دارند، آوردن نام او در زمرهی اندیشمندان جامی بسی عجیب و بی مورد تلقی شود. لیکن اگر از ثمرهی حضور او در تربت جام و نقش انسانی وی اطلاع کاملی داشته باشند، این تعجب نه تنها مطرح نخواهد بود، بلکه حضور او در این جمع، ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. انسانی که انسانیت، مهر و عطوفت را به حد اعلا رساند و هیچگاه به توقع اجر و مزد، فعالیت نکرد.
به هر حال دکتر محمد کوثری اصالتاً تهرانی است و در زمستان سال 1299 هـ ش در یکی از محلات جنوبی این شهر به دنیا آمد. در سال 1317 بعد از اتمام تحصیلات متوسطه، وارد دارالفنون تهران شد و در سال 1324 با مدرک پزشکی وارد عرصهی مقدس درمان بیماران گردید. وی پس از چندی توسط رژیم به تربت جام تبعید شد. اما این تبعید نه تنها باعث بدبختی و سیاه روزی او نشد، که خود طلیعهی ظهور خورشد انسانیت برای مردم منطقه بود. وی الحق برای این مردم سنگ تمام گذاشت و دینش را با تمام وجود ادا نمود و چهل سال به این مردم خدمت کرد. البته او در سالهای بسیار پیشتر از آن فعالیتهای علمی و تحقیقاتی خود را شروع کرده بود. بهطوری که به سبب آشنایی با زبان فرانسه در مجلهی شهربانی قدیم و مجلهی خواندنیها مترجم بود و داستانهایی را برای دو مجلهی مزبور ترجمه میکرد. از جمله سمتهای او میتوان به مدیریت بیمارستان توتونچیان کاریز در بدو تاسیس این بیمارستان اشاره کرد.
خاطره و یاد دکتر کوثری برای مردم جام آنچنان عزیز بود که پس از مرگ وی یک درمانگاه بزرگ به مساحت هزار متر مربع بهنام دکتر محمد کوثری احداث شده است. علاوه بر آن نام وی زینت بخش یک دبیرستان بهیاری به مساحت 800 متر مربع است که از امکانات مناسبی از جمله کتابخانه و خوابگاه برخوردار است که پذیرای شصت دانشآموز میباشد و با هزینهی کامل مردمی ساخته شده است.
..............
من مشهدی هستم و ساکن تهران
انگار جن زده شدم
از خواب پريدم و نشستم پاي گوگل دلم براي اون اتاق شلوغ و تشك هميشه پهن و اشنو بي فيلترهاي آغشته به راديو بي بي سي و اراييل و آن راديوي بزرگ .... تنگ شده بود
كل دنياي مجازي حتي يك عكس از دكتر كوثري نيست.
شرم آوره! يادم باشه دوباره رفتم تربت از قاب عكس آويخته به ديوار منزل پدر بزرگ عكس بگيرم
اگه داشتين آپلود كنين عكساشو
همسر و بچه هاش الان تهران زير پل حافظ خونشونه
كلي داستان و نوشته از صادق هدايت داشت .... روحش شاد
ارسال یک نظر