یک دکتر کوثری در تربت جام بود. چاق بود و عینکی تهاستکانی داشت.
پشت میز کوتاهی روی زمین مینشست و به پشتی تکیه میداد؛ گاهی هم با زیر پوش بود.
دورو برش، کلی قرص و شربت و دواهای دیگر بود. معاینهات میکرد، دوایت را میداد و پول هم نمیخواست.
و البته "اهل ادب" هم بود.
اگر حوصله بکنید و دوره مجله "دنیای سخن" را ورق بزنید،
مطلبی در مورد درگذشت او را میتوانید بخوانید.
و اطلاعات بیشتر در باره او هم در اینجا .
پشت میز کوتاهی روی زمین مینشست و به پشتی تکیه میداد؛ گاهی هم با زیر پوش بود.
دورو برش، کلی قرص و شربت و دواهای دیگر بود. معاینهات میکرد، دوایت را میداد و پول هم نمیخواست.
و البته "اهل ادب" هم بود.
اگر حوصله بکنید و دوره مجله "دنیای سخن" را ورق بزنید،
مطلبی در مورد درگذشت او را میتوانید بخوانید.
و اطلاعات بیشتر در باره او هم در اینجا .