۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

جرات ابله‌بودن داشته باش!



جروبحث‌ میان گزارشگران و دبیران یک رویداد همیشگی در کار روزنامه‌نگاری است، اما این مشاجره در حوزه روزنامه‌نگاری علمی،‌ بعد جدیدی به خود می‌گیرد، مشکل فهم خود موضوع گزارش. خانم کی سی کول، علمی‌ نویس سابق لس آنجلس تایمز، و مدرس روزنامه‌نگاری علمی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در مقاله پیش رو به این موضوع پرداخته است:


روزنامه‌نگاران علمی مانند بسیاری از گزارشگران دیگر، باید وقت زیادی را صرف آموزش دادن به دبیرانشان در مورد غرابت‌های حوزه‌ کاری‌شان‌ کنند، و به طور کلی این جر و بحث‌ها نه تنها روشنی‌‌بخش است، بلکه نهایتا به تهیه گزارش‌های بهتر منجر می‌شود.
اما در یک جاست که ما به در بسته برمی‌خوریم؛ نه، مشکل این نیست که دبیران آنقدر تیزهوش نیستند که علم را بفهمند. در واقع قضیه برعکس است: آنها بیش از حد به تیزهوش‌ بودن عادت کرده‌اند، و بنابراین نمی‌توانند با این حقیقت کنار بیایند که علم را " نمی‌فهمند".
اخیرا داشتم درباره این مشکل با یکی از همکاران بحث می‌کردم که ماه‌ها به در بسته کوبیده بود تا گزارشی در مورد "نیروی تاریک" و اسرارآمیز در کیهان‌شناسی را به تایید دبیران نیویورکر برساند. او شکایت می‌کرد که "آن‌ها همه‌اش می‌گفتند که آن را نمی‌فهمند!" خوب " البته" که آن را نمی‌فهمند. هیچ کسی آن را نمی‌فهمد. دقیقا به همین دلیل است که این موضوع این همه جذاب است.


بقیه مطلب را در سایت مرکز آموزش همشهری بخوانید.

۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

انتخاب جدید زنان: زندگی بدون قاعدگی ماهانه


لیندا ای جانسون

دستکاری در چرخه‌‌های ماهانه زنان ده‌ها سال است که ادامه داشته است، اما در سال‌های اخیر شرکت‌های دارویی در حال ابداع شیوه‌های ساده‌تر برای محدود کردن پریودهای زنان یا حذف آن بوده‌اند، و زنان بیشتر و بیشتری دوره قاعدگی را کنار می‌گذارند.

 پزشکان می‌گویند استفاده از قرص‌های خوراکی ضدبارداری یا سایر داروهای هورمونی ضدبارداری برای مهار کردن قاعدگی، به خصوص در میان زنان جوان رواج یافته است.

 در حال حاضر قرص ضدبارداری Seasonale در بازار دارویی موجود است که تعداد قاعدگی ها را به چهار دوره در سال محدود می‌کند.

 اولین قرص ضدبارداری با مصرف مداوم با نام Lybrel   نیز وارد بازار دارویی شده است که می‌تواند قاعدگی را به طور مداوم مهار کند.

 سایر شرکت‌های دارویی هم به دنبال راه‌های دیگری برای محدود کردن دوره‌های قاعدگی در زنان بوده‌اند.

 اغلب  پزشکان می‌گویند که معتقد نیستند که مهار کردن قاعدگی با مصرف مداوم مداوم داروهای هورمونی خطرناک‌تر از مصرف طولانی‌مدت داروهای ضدبارداری به شکل فعلی باشد که دریافت قرص هر ماه برای حدود یک هفته قطع می‌شود تا قاعدگی رخ دهد.

زنان حدود نیم قرن است از قرص‌های ضدبارداری استفاده کرده‌اند، بدون آنکه مشکل مهمی برای آنها رخ دهد، اما برخی پزشکان معتفدند که ابتدا باید پژوهش‌های بیشتری در مورد مصرف طولانی این قرص‌ها رخ دهد.

... یک تحقیق اینترنتی غیرعلمی برای انجمن متخصصان بهداشت تولیدمثل آمریکا نشان داد که دست کم دوسوم زنان پاسخ‌دهنده از خستگی، خونریزی شدید، دردهای چنگه‌ای و حتی عصبانیت در طول دوره قاعدگی‌شان شکایت دارند. حدود نیمی از آنها گفتند تمایل دارند که اصلا پریود نشوند یا هر وقت که خواستند پریود شوند.

 دو بررسی ملی اخیر در آمریکا نشان داد که از هر 5 زن یک نفر از قرص‌های ضدبارداری خوراکی برای متوقف کردن یا به عقب انداختن پریودش استفاده می‌کند...

...............................................

قرص ضدبارداری "بدون قاعدگی" به تأیید رسید

۱۳۸۸ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

خلوت از دست رفته در دنياى مجازى


لوچيانو فلوريدى

حریم‌شخصی (Privacy) مسئله اى هزارچهره است؛ چون مارى هفت سر كه چون يك سرش را قطع مى كنيد، دو سر به جايش مى‌رويد.

"دستورالعمل اتحاديه اروپا درباره حفاظت اطلاعات" حریم‌شخصی اطلاعاتى (informational privacy) را تقريباً به حد يكى از حقوق اساسى بشر رسانده است، چرا كه دولت هاى عضو را متعهد می‌کند که از "حقوق و آزادى‌هاى بنيادى اشخاص طبيعى و به خصوص حق آنها در حفظ حریم‌ شخصی در رابطه با پردازش اطلاعات شخصى" محافظت كنند (ماده اول دستورالعمل). با اين حال در اين روزها "برادر بزرگ" به يمن موتور جستجوى اينترنتى شما، گوگل، سر ديگرى پيدا كرده است.

امروز هر كسى مى تواند اطلاعات مربوط به هر كس ديگرى را بر روى گوگل جستجو کند. هر چه اين موتور جستجو قوى‌تر شود، هر چه به طور گسترده‌تر و عميق‌ترى در شبكه كاوش كند، به وسيله‌اى مفيدتر و پرطرفدارتر بدل مى‌شود. بسيارى اين اوج گيرى ديالكتيكى را امتيازى ناشى از ماهرتر شدن موتور جستجو مى‌شمرند. مشكل اين است كه هر جزيى از اطلاعات درباره شما كه در شبكه باقى مى‌ماند، دير يا زود ممكن است در معرض جستجو با گوگل قرار گيرد. حقيقت آن است كه ما در سپهر اطلاعاتى شفافى زندگى می‌کنيم و تجاهل يا بيزارى ما نسبت به آن تفاوتى ايجاد نمى‌كند. اما ما به دنبال اين سر آن مار هفت سر نيستيم.

شكايت كردن از "كوكى"ها (Cookies) نيز هدف ما نيست. كوكى‌ها مدت‌ها است كه در ميان ما بوده‌اند. ما مى‌دانيم كه برخى از آنها بى‌خطر و يا حتى مفيدند و مى‌دانيم كه چگونه با آنهايى كه اين گونه نيستند، برخورد كنيم.نه، مشكل جديد حریم‌شخصی در رابطه با موتورهاى جستجو و به طور خاص گوگل قدرتمند مسئله ديگرى است. مشكل به شکل‌گرفتن شرح حالى از شما براساس كل تاريخچه جستجوهايتان برمى‌گردد.

كامپيوتر شما مى تواند از طريق تاريخچه جستجو، كوكى‌ها و "كش" (Cache) سايت هايى را كه شما بازديد كرده‌ايد،مشخص كند. خوشبختانه همه اين رد پاها تحت كنترل شماست. اما اين امر در مورد رد پاهاى به جا مانده از جست وجوهاى شما بر روى شبكه صادق نيست. گوگل براى هر جستجويى كه از طريق موتور آن صورت مى‌گيرد، آدرس IP اينترنتی شما (شماره‌اى كه كامپيوتر شما را بر روى اينترنت مشخص مى كند؛ با مراجعه به وب سايت www.showmyzip.com مى توانيد IP خود را پيدا كنيد)، زمان انجام جستجوى شما، شكل بندى نرم افزار وب‌گرد شما، كوكى‌هاى معمول و از همه مهمتر "همه كليدواژه هاى جستجوى شما" را ثبت مى‌كند. اين سوابق به شركت گوگل تعلق دارند و گرچه هويت اشخاص با آدرسهاى IP همراه نيست، اما مى توان از طريق آنها كاربران معین را رديابى كرد.

گوگل هيچ كدام آنها را براى مدتى نامحدود فراموش نخواهد كرد و از آنها مى توان مانند كاشى هاى فراوان در يك موزائيك ديجيتال با جزئيات بسيار استفاده كرد تا شرح‌حالى از شما ساخته شود. مسابقات بيست سئوالى را به ياد داريد؟ گوگل يك مسابقه ۸ سوالى بسيار پيچيده‌تر را بازى مى‌كند كه هدف آن شما هستيد، هر جستجوى جديد نقطه‌اى جديد در اين تصوير است. گوگل تنها نياز به متصل كردن آنها به هم دارد تا توصیفى به دست آيد كه تنها مختص شماست.

اين تهديد جديد پنهان نمانده است (نگاه كنيد به http://www.google-watch.org/). شركت گوگل سعى كرده است كه به نگرانى هاى فزاينده پاسخ دهد. (www.google.com/privacy.html) اما اين پاسخ ها آنقدرها كه برخى صاحب نظران انتظار دارند، اطمينان بخش نبوده است.(نگاه كنيد به www.wired.com/news/culture/0,124,67982,00htmltw=wn-story- related

مشكل اين است كه شركت گوگل توانايى اش را در جمع آورى و ذخيره داده هاى جست وجوى شما براى هر مدتى كه بخواهد حفظ مى‌كند (“هيچ سقف و محدوديت زمانى در مورد حفظ داده‌ها وجود ندارد”) و از آنها براى هر مقصودى كه فكر مى‌کند مناسب است، استفاده مى‌كند. در این "عصر گوگل" شما همان هستید كه بر روى گوگل جستجو مى‌كنيد.

هويت شخصى به موضوعى از معناشناسى تجسسى (Erotetic Semantics) بدل شده است: پرسش هايى كه مى پرسيد بهتر از پاسخ هايى كه مى دهيد هويت شما را معين مى كنند، چرا كه امكان دروغ گفتن در آنها بسيار كمتر است. بنابراين هنگامى كه داريد به جستجوى اينترنتى مى‌پردازيد، حواستان جمع باشد، روزى جستجوهاى‌تان ممكن است به سويتان بازگردند و دفعه ديگرى كه روى گوگل جستجو مى‌كنيد، چند كليدواژه را كه دوست داريد بر مبنای آنها شناخته شويد، وارد آن كنيد.

براى آغاز كردن شكل‌دهی به موزائيك وصف‌کننده‌تان هيچ وقت دير نيست.

*لوچيانو فلوريدى» مدرس فلسفه در Universita degli studi di Bari و دانشگاه آكسفورد و مولف كتاب "درآمدى بر فلسفه و كامپيوتر" (انتشارات راتلج) است.
.................................
به نقل از روزنامه شرق 1383

۱۳۸۸ فروردین ۱۷, دوشنبه

درباره جایزه لوبنر در هوش مصنوعی


لوچیانو فلوریدی

امسال (2008) هجدهمین سالگرد جایزه لوبنر در هوش مصنوعی در دانشگاه ردینگ در انگلیس برگزار شد.

انتظارات بالا بود،‌ و خیلی هم روی آن تبلیع کرده بودند. به نظر می‌رسید سازمان‌دهنده جایزه، کوین وارویک، اعتقاد دارد که این بار ماشین‌ها در "آزمون تورینگ" قبول خواهند شد. اما قضیه برعکس از آب درآمد.

تورینگ در مقاله "ماشین کامپیوتری و هوش" آزمون زیر را پیشنهاد کرد: هنگامی می‌توان کامپیوتر را هوشمند خواند که یک داور نتواند پاسخ‌های آن را در یک مکالمه متنی از پاسخ‌های انسان تشخیص دهد." او به غلط پیش‌بینی کرد که در پایان قرن بیستم،‌ 30 درصد شانس برای کامپیوترها وجود خواهد داشت که در یک مکالمه متنی با انسان مخاطب اشتباه گرفته شود.

من که امسال دعوت شده بودم تا نقش داور را در آزمون تورینگ ماشین‌ها ایفا کنم، بسیار کنجکاو و شکاک بودم. و معلوم شد که حق با من است. همانطور که انتظار داشتم، علیرغم مختصر بودن تعامل‌های من، معمولا چند پرسش و پاسخ نشان داد که بهترین ماشین‌ها هنوز از حتی به شباهت داشتن به آنچه که ممکن است با سعه صدر آن را تقریبا هوشمند خواند، نزدیک هم نبودند. مثال‌های متقاعدکننده در این مورد می‌توان زد.

من با این سوال شروع کردم: "اگر با هم دست بدهیم، دست چه کسی را دارم می‌فشارم؟" یک طرف گفت‌‌و‌گو که انسان بود، فورا به طور فرازبان‌شناختی پاسخ داد، که در این مکالمه نباید تعامل‌های بدنی مورد اشاره قرار می‌گرفت، اما به هر حال پاسخ را داد. در واقع بعد معلوم شد که این طرف گفت‌و‌گو آندرو هاجز،‌ زندگینامه‌نویس تورینگ،‌است که به آن جا دعوت شده بود تا در طرف دیگر صفحه با من تعامل کند.

در مقابل، کامپیوتر که معلوم شد،‌“Jabberwacky” [یک روبات هوشمند که توانایی چت کردن دارد] است، به طور آشکاری در پاسخ دادن به این پرسش درماند. کامپیوتر درباره چیزی دیگر صحبت کرد: "ما در ابدیت زندگی می‌کنیم. بنابراین، خوب، نه. ما اعتقاد نداریم."

 ‌این پاسخ یک راهبرد معمول، لودهنده، کسالت‌‌بار، "الیزا"یی است که ما ده‌ها سال است کاربرد آن را دیده‌ایم. شگردی ملال‌آور.

سوال دوم دریافت اولیه مرا تایید کرد:"من یک جعبه جواهرات در دستم دارم، چندتا سی‌دی می‌توانم در آن بگذارم؟" بار دیگر مخاطب انسانی توضیحاتی ارائه کرد، اما کامپیوتر حسابی زیر پاسخ ماند. "الیزای" بیشتر.

[الیزا برنامه کامپیوتری است، ساخته جوزف ویزنبوم که نوشتن آن از 1964 تا 1966 طول کشید، و متن‌ها را می‌خواند.]

سوال سوم در پایان پنج دقیقه پرسیده شد: "چهار پایتخت بریتانیا سه، منچستر و لیورپول هستند. غلط این جمله چیست؟" بار دیگر کامپیوتر قاطی کرد.

اگر نتایج آزمون تورینگ در ردینگ آنقدرها که می‌باید، بد نبود، (برخی از کامپیوترها توانستند چند دقیقه‌ای سر داوران کلاه بگذارند)، به خاطر این بود که برخی از داوران سوالات بی‌نتیجه می‌پرسیدند، مثل "آیا تو کامپیوتری؟" یا "آیا به خدا اعتقاد داری؟" (این‌ها مثال‌های واقعی هستند. واضح است که آنها (داوران، نه کامپیوترها) به دو نکته اساسی در مورد کل این امتحان توجه نکرده بودند.

اول اینکه،‌پاسخ‌ها باید تا حد ممکن اطلاعات‌دهنده باشند، به این معنا که فرد باید سعی کند میزان شواهد مفید به دست آمده از پیام‌ دریافتی را به حداکثر برساند. این همان قاعده‌ای است که در مسابقه 20 سوالی هم حاکم است:‌هر سوال باید جوابی را برانگیزد که تفاوت "بسیار قابل‌توجهی" را با وضعیت اطلاعات شما داشته باشد، و هر چه این تفاوت بیشتر باشد، بهتر است. اما نمونه‌های بالا، پرسش‌های با پاسخ "بله" یا "نه" مطلقا در مورد اینکه طرف گفت‌و‌گوی شما کیست، به شما آگاهی نمی‌دهد، بنابراین تیری به خطارفته است.

دوم اینکه، این سوالات باید موتور نحوی را در طرف مقابل به چالش بکشد. بنابراین سوالات دیگری مانند اینکه "امروز چکار می‌کردی؟" یا "زندگی‌ات را از چه راهی می‌گذرانی؟" (دوباره، دو نمونه واقعی) نیز نسبتا بی‌نتیجه هستند. دو فیلم مستند ساخته‌شده بوسیله ‌بی‌‌بی‌سی نشان می‌دهند که هر دوی این نکات بوسیله برخی از داوران نادیده‌ گرفته شده‌اند. اگر همه داوران از "اصول راهنمای ساده برای یک داور آزمون تورینگ" پیروی کنند, اولین سوال‌شان احتمالا برای افتراق‌ دادن میان انسان و ماشین کفایت می‌کرد. برای من که کافی بود.

اگر شما واقعا نیاز دارید که این برساخت را "بیازمایید"، هر چه رقم بالاتر باشد، فرایند باید سخت‌تر شود. ما معیارهای یکسانی را هنگامی آزمودن ایمنی دستگاه حرارت مرکزی خانه و نیروگاه هسته‌ای به کار نمی‌بریم. با همه احترامی که برای پیشنهاد تورینگ قائلم، اینکه چرا رفتار هوشمند (مصنوعی) باید بوسیله "آدم کوچه و خیابان" آموزش‌ندیده، عادی و اغلب غیرمطلع مورد آزمایش قرار گیرد، برای من مجهول مانده است. مگر اینکه دنبال "یارویی"‌باشید، که بخواهید سرش کلاه بگذارید.

آن روز با این اعلان پایان یافت که هیچ ماشینی در آزمون تورینگ قبول نشده است. مطابق معمول، یک ماشین که کمتر از همه مایوس‌کننده بود، برنده جایزه افتخاری3000 دلاری لوبنر شد. این برنده، برنامه البوت (Elbot ) بود که فرد رابرتز آن را خلق کرده بود. من موافق بودم که این برنامه بیش از سایرین مستحق دریافت جایزه است.

لوچیانو فلوریدی صاحب کرسی پژوهشی فلسفه اطلاعات در دانشگاه هرتفورد شایر و رئیس انجمن بین‌المللی کامپیوتر و فلسفه است.

منبع:‌ Philosophers' Magazine
.......................................
برای اطلاع بیشتر:

۱۳۸۸ فروردین ۱۶, یکشنبه

پاپ آرت ویتگنشتاینی

نه منو می‌فهمی ، نه ویتگنشتاین رو!

۱۳۸۸ فروردین ۱۴, جمعه

بی‌احترامی در دنیای مجازی

چرمی استنگروم

احتمالاً شما هم اى‌ميل هايى با محتواى تند و غيرمحترمانه و حتى سرشار از ناسزا دريافت كرده ايد و شايد خودتان چنين اى‌ميل‌ هايى را فرستاده‌ايد.

تامل درباره اين پديده بيانگر نوعى بى‌توجهى به افرادى است كه با آنها از طريق ای‌ميل ارتباط برقرار می‌كنيم؛ به اين معنا كه در ارتباط اينترنتى برخلاف ارتباط مستقيم و غيرمجازى نياز به ابراز خودكار توجه و احترام به عنوان پيش‌شرط ارتباط وجود ندارد و احتمالاً بسيارى از افرادى كه اى‌ميل هاى تند و توهين آميز براى افراد ناآشنا مى‌فرستند، غيرممكن است در يك ارتباط با يك فرد غريبه به صورت رو در رو چنين سخنانى را اظهار كنند.

تا حدى اين تفاوت را مى‌توان بر مبناى خصوصيات واضح اى‌ميل توضيح داد:اول آنكه: اى‌ميل معمولاً به طور خودانگيخته و فورى نوشته مى‌شود و بنابراين احتمال بسيارى وجود دارد چيزهايى با عجله در يك اى‌ميل نوشته شود كه اگر فرد زمانى را صرف تامل مىكرد، اصلا آنها را بيان نمى كرد.دوم آنكه: اينترنت تسهیل‌کننده نوعی ارتباط تقريباً گمنام است. بنابراين ما در زندگى‌هاى مجازى‌مان بر روى اينترنت با احتمال بيشترى ممكن است با افرادى ارتباط برقرار كنيم كه هرگز ملاقاتشان نكرده‌ايم و قرار هم نيست ملاقاتشان كنيم و آنها هم چيزى درباره ما نمى‌دانند.

در چنين وضعيتى احتمال بيشترى وجود دارد كه ما با اين افراد به طريقى رفتار كنيم كه گويى آنها سوژه هاى كاملاً انسانى نيستند.سوم آنكه: ارتباط از طريق اينترنت همراه با فاصله اى جغرافيايى است كه بسيارى از موانع را كه براى ابراز رفتار پرخاشگرانه در دنياى واقعى و غيرمجازى وجود دارد، برطرف مى‌كند.دست كم به خاطر فرستادن اى‌ميلى توهين‌آميز مشتى حواله صورت شما نمى‌شود، در حالى كه در ارتباطى رو در رو چنين واكنشى به ناسزاگويى بسيار محتمل است.

گرچه همه اين عوامل مهم هستند، اما تنها بخشى از ماجرا را بيان مى‌كنند. امرى كه به همان اندازه مهم این است كه قواعدى كه ما براى استفاده از اى‌ميل آموخته‌ايم، بسيار سردستى‌تر از ساير اشكال ارتباط نوشتارى است. براى مثال بسيارى از افراد هنگام نوشتن اى‌ميل به قواعد نامه نويسى مانند اداى احترام آغازنامه، استفاده از حروف بزرگ، جملات كامل، عبارت تعارف‌آميز انتهاى نامه و مانند آن و حتى گاهى املاى صحيح كلمات فكر نمى‌كنند.

امتياز اين غيررسمى بودن در مرتبه اول افزايش سرعت است؛ اما اين امتياز در اغلب موارد به قيمت بى‌توجهى به شخصى كه اى‌ميل را مى‌خواند، تمام مى‌شود..

قواعد استفاده از اىميل براساس اين فرض هستند كه در ارتباط بيش از همه محتواى پيام است كه اهميت دارد و نه برداشت‌ها و احساسات شخصى كه پيام را دريافت مى‌كند.

اين نحوه ارتباط بسيار متفاوت از نوشتن نامه معمولی است كه در آن بسيارى قواعد سبكى سنتى، كه برخى از آنها هنوز هم رايجند، دقيقاً براى برقرارى ارتباطى محترمانه، گرچه كليشه‌اى، با دريافت‌كننده نامه به كار مى‌روند مثلاً عدم ابراز احترام در ابتداى يك نامه كاغذى در بسيارى اوقات علامتى از بى احترامى شمرده مى‌شود.

ادعاى من اين نيست كه افرادى كه با يكديگر اى‌ميل مبادله مى‌كنند براى همه احترامى قائل نيستند، مسلماً در بسيارى موارد اين گونه است.

مسئله اصلى اين است كه ضرورتى براى نشان دادن چنين توجه و احترامى احساس نمى‌شود. در بسيارى از اى‌ميل هاى كوتاه و سطحى كه افراد روزانه براى يكديگر مى‌فرستند چنين توجهى ديده نمى‌شود؛ و در نتيجه گرايشى به بى‌توجهى به اينكه اى‌ميل ها چه اثرى برگيرنده دارد- هنگامى كه محتواى پيام چنين توجهى را ايجاب مى كند (مثلاً هنگامى كه اى ميلى توهين آميز فرستاده مى شود) - وجود دارد. به عبارت ديگر غيررسمى بودن و سرعت ارتباط از راه اى‌ميل در شرايطى معين ضرورت مسلم اخلاقى رفتار با افرادى را كه با آنها ارتباط برقرار مى‌كنيم، به عنوان سوژه‌هاى كامل انسانى برهم مى‌زند.

آيا فيلسوفان نسبت به اين گرايش ايمن هستند؟ متاسفانه خير. براى امتحان مى توانيد به بعضى از اى‌ميل هايى كه درباره منازعه فلسطين و اسرائيل رد وبدل شده است در آرشيو (Philos-1 http://listserv.lir.ac.uk/archives/philos-1.html) ،فهرست پستى (mailing list) اصلى فيلسوفان بريتانيا نگاهی بیندازید، مشاهده كنيد.

از خواندن اين اى ميل ها چيزى درباره خاورميانه نخواهيد آموخت، اما شواهد بسيارى خواهيد يافت كه فيلسوفان در زندگى هاى مجازى شان چقدر بد رفتار مى‌كنند.

جرمى استنگروم دبير بخش رسانه «مجله فيلسوفان» و يكى از ويراستاران كتاب «آنچه فيلسوفان به آن مى انديشند» (انتشارات Continum)است.
....................
به نقل از روزنامه شرق 1384

رسانه‌های همگانی و امور جنسی

بهناز دوران
دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه تربيت مدرس

مقدمه

انقلاب ارتباطي سده بيستم وبيست و يكم، فراتر از الكترونيكي كردن صرف رابطه بين انسانها بوده است. اين انقلاب كه خود زاده دگرگوني هاي فن آوري، اجتماعي، روانشناختي و نهايتا مفهومي ست، نه تنها قواعد و قوانين حاكم بر ارتباط و تعامل بين انسانها، بلكه نگرش ما را نسبت به خود، ديگران و جهان تغيير داده است. پيشرفت و پيچيده تر شدن فن آوريهاي ارتباطي، بر همه شئون زندگي بشر ، موثر افتاده است ( اولسون، 1377).

به نظر مي رسد ازميان جنبه هاي گوناگون فرايند ارتباط جمعي تاثيرات آن بيش از همه مورد مطالعه و بحث قرار گرفته است. اين امر دلايل زيادي دارد. هدف قسمت عمده اين تحقيقات ، اين بوده كه از رسانه ها براي نفوذ در مردم استفاده شود تا كاري را انجام دهند كه در حالت عادي ممكن است انجام ندهند. علت ديگري كه موجب بحث و تحقيق درباره رسانه هاي جمعي شده، ترس از آثار بد رسانه ها مانند خشونت، بي تفاوتي و تغيير رفتار جنسي بوده است. يراي درك صحيح تر از آثار احتمالي رسانه ها بايد عناصر تاثير گذار بر آن يعني محتوا، مخاطب و ماهيت رسانه را شناخت.

محتواي جنسي

تحليل هاي گوناگون نشان داده كه امور جنسي، جزء مشترك محتواي رسانه هاي همگاني است*(چاپين [1]، 2000؛ تايلر [2]، 2005 ؛ گريفيتس [3]، 2001). اين محتوا مي تواند به صورت مستقيم جنبه آموزشي داشته يا در طيفي از روابط عاشقانه و لطيف تا محصولات پرونوگرافي [4] و خشن گسترده باشد.

در رسانه ها، عموما، روابط جنسي عاشقانه، خارج از تعهد ازدواج و بدون كنترل؛ با خودجوشي، لذت، طبيعي و خصوصي بودن، و روابط جنسي ايمن؛ با برنامه ريزي ، مصنوعي بودن و كار تداعي شده است ( چاپين، 2000؛ بدر، 2004). يكي از پيامهاي اين برنامه ها سهل گيري روابط جنسي در روابطي كه سطوح پايين تري از تعهد را دارند، مي باشد( تايلر، 2005).

همچنين، در گستره رو به رشد محصولات پرونوگرافي، زنان به صورت ابزار جنسي تحت انقياد مردان، كه از رنج بردن و تحقير لذت مي برند، تصوير شده اند. اين محصولات، بهره كشي جنسي و خشونت عليه زنان را ترويج مي كنند( لو [5] & وي [6]، 2002).

مخاطبين / پيامدها

آنچه به نگراني از حضور امور جنسي در رسانه ها مي افزايد، مخاطبين كودك و نوجوان مي باشد. گرچه معمولا والدين بر اعمال كودكان نظارت داشته و براي آنها انتخاب مي كنند، اما ظهور اينترنت تا حد زيادي در امركنترل و انتخاب، اخلال ايجاد كرده است. حجم بالاي مطالب جنسي در اينترنت، دسترسي آسان به سايتهاي پرونوگراف و لينكها موجود در سايتهاي ظاهرا مناسب به همراه ماهيت دستگاه كامپيوتر كه استفاده انفرادي از آن مرسوم تر و آسان تر است، همگي امر نظارت والدين بر كودكان را دشوار كرده است. بلوغ زود رس و درك نادرست مفاهيم از آثار احتمالي اين مواجهه است كه تاييد آن نيازمند مطالعات طولي مي باشد.

در مورد نوجوانان پيچيدگي امر بيشتر است. رسش جنسي و جسماني معمولا جلوتر از تحول شناختي و اجتماعي مي باشد. از طرفي نوجوان در جستجوي اطلاعات مناسب با تكاليف تحولي خود مي باشد و به دليل علاقه به استقلال از والدين، رسانه هاي همگاني جانشين مناسبي براي كسب اطلاعات مي گردد. دستيابي به رفتار جنسي مناسب يكي از تكاليف مهم اين دوره است كه الگو قرار دادن محتواي رسانه ها منجر به يادگيري تكنيكهاي عشق ورزي، كاهش بازداري جنسي، تغيير نگرشهاي جنسي و شكل دهي رفتار جنسي به وسيله انتقال هنجارها مي شود(چاپين، 2000 ). طبق نتايج يك مطالعه ، نوجواناني كه با شخصيتهاي رمانتيك برنامه هاي تلويزيون همسان سازي كرده بودند، عقيده داشتند كه كنترل بارداري، جنبه عاشقانه را كم مي كند( رادك [7] و كردر- بلز [8]،1980 به نقل از چاپين، 2000). دراين راستا افزايش حاملگي و بيماريهاي مقاربتي در ميان نوجوانان ]در آمريكا[ مي تواند قابل تامل باشد(چاپين، 2000).

در ارتباط با تاثير محصولات پرونوگراف، تحقيقات به اثر گذاري بر نگرش مردان نسبت به زنان، افزايش پذيرش خشونت عليه زنان و وادار كردن زنان به اعمال جنسي ناخواسته اشاره كرده اند( لو & وي، 2002).

بايد توجه داشت كه هرچه افراد موضوعات جنسي منعكس شده در رسانه را واقعي تر بدانند، ميزان پذيرش سهل گيري جنسي در آنها بيشتر است به خصوص اگر اين موضوعات به صورت كلامي ارائه شوند(تايلر، 2005).

راهكارها

اين اتفاق نظر كلي وجود دارد كه محتواهاي رسانه هاي امروزي براي بخش خاصي از جمعيت خصوصا كودكان و نوجوانان مناسب نمي باشد. اما درمورد اينكه چگونه دسترسي به چنين محتواهايي را محدود كنند، توافقهاي كمي وجود دارد. دو صورت كلي كنترل محتواي رسانه ها، سانسور [9] و اعمال نظامهاي درجه بندي [10] است.
معمولا سانسور توسط اولياي امور و صاحبان قدرت و نفوذ در آن حيطه صورت مي گيرد. در نظامهايي كه سانسور وجود دارد افراد و سازمانها براي اينكه از تعرضات در امان بمانند، به خود سانسوري دچار مي شوند.

نظامهاي درجه بندي توسط توليد كنندگان و يا شخص ثالث اعمال مي شود. درحال حاضر سيستمهاي رسمي و غير رسمي متعددي جهت درجه بندي رسانه ها وجود دارد كه براي كمك به افراد جهت تصميم گيري در انتخاب آنچه مي بينند و مي شنوند يا كمك به والدين جهت نظارت بر تجارب رسانه اي فرزندانشان مورد استفاده قرار ميگيرد. از ميان سيستمهاي درجه بندي مي توان به ESRB و MPAA و UMC اشاره كرد كه محتويات را در حوزه هاي امور جنسي، زشت زباني، خشونت و سو استفاده از مواد ارزيابي مي كنند.

درمورد تاثير درجه بندي، برخي عقيده دارند كه اگر محتويات خاص همچون ميوه ممنوعه در نظر گرفته شوند اين امر مي تواند اثر معكوس داشته باشد و جذابيت موضوع منع شده را زيادتر كند. البته اين در مورد كودكان كه انتخاب رسانه به عهده والدين است كمتر محسوس است اما در مورد نوجوانان كه والدين كنترل كمتري بر تجارب رسانه اي آنها دارند ، مي تواند قابل ملاحضه باشد. تحقيقات نشان داده كه اين اثر مي تواند به وسيله ي درجه بندي براساس محتويات به جاي درجه بندي براساس سن كاهش يابد( فانك [11] و همكاران، 1999).

ترويج سواد رسانه اي [12] راهكاري ديگراست كه تلاش مي كند به افراد (معمولا كودكان دبستاني) تحليل نقادانه پيامهاي رسانه ها ، مهارتهاي ديدن و مشاركت در توليدات رسانه اي را آموزش دهد. اين امر به درك بهتر از داستانهايي كه رسانه ها مي گويند و منابعي كه استفاده مي كنند و همچنين تغييرات ارزشمند شخصيتي منجر مي شود. سواد رسانه اي اين مفهوم را در بر مي گيرد كه رسانه ها ساخته شده اند و واقعيت را مي سازند. همچنين رسانه ها دلالتهاي تجاري، عقيدتي و سياسي دارند( كلر [13] و برون [14]، 2002).

بهره گيري از قابليتهاي رسانه ها در جهت پيشگيري از انتقال HIV ( اقا و رزم، 2002)، كاهش حاملگي نوجوانان، كاهش فعاليت جنسي نوجوانان و تغيير رفتار جنسي مخاطره آميز مي تواند موثر واقع گردد(كلر و برون، 2002) . در اين راستا مي توان از بسيج رسانه اي [15] ( استفاده از مجراهاي گوناگون رسانه ها براي دستيابي به تاثيري خاص در عده نسبتا زيادي از مردم طي دورة خاصي از زمان)، پيامهاي تلويحي [16]( ترويج رفتاري خاص به صورت نامشهود بدون ايجاد مقاومت در مخاطب)، حمايت يابي رسانه اي [17](توليد اخبار و عناوين جذاب درباره موضوع مورد نظر)، رسانه هاي كوچك( مانند بروشور و پمفلت ) و مداخلات اينترنتي ( منبعي جهت اطلاع رساني امور جنسي خصوصا در غياب منابع ديگر) استفاده كرد(همان).

جمع بندي

حضور، گسترش و تاثير گذاري رسانه هاي همگاني امري انكار ناپذير و بهره گيري از جاذبه هاي جنسي و پرداختن به اين امور در رسانه ها رايج و ظاهرا جدايي ناپذير است. در اين راستا حساسيت و آگاهي والدين نسبت به محتواي رسانه اي كه كودك يا نوجوانشان در معرض آن است و نيز آشنايي با روشهاي بهينه سازي مصرف نظير سيستمهاي درجه بندي يا فيلتراسيون؛ همچنين استفاده به جا و هشيارانه مسئولين امر از قابليتهاي رسانه اي در جهت آموزش رفتار جنسي ايمن و صحيح و نيز آموزش سواد رسانه اي امري ضروري مي باشد.

درپايان بايد متذكر شد كه در مطالعه در اين حيطه بايد ويژگيهاي فرهنگي منطقه مورد نظر را مد نظر قرار داد و ارائه راهكار و برنامه ريزي، منطبق با آن ويژگيها باشد.

منابع

• اولسون، ديويد؛ رسانه ها و نمادها؛ ترجمه محبوبه مهاجر، چاپ اول، تهران؛ انتشارات سروش؛ 1377

1. Agha, Sohail & Rossem, Ronan Van; Impact of mass media campaigns on intentions to use the female condom in Tanzania. International Family Planning Perspectives, Vol 28, Issue 3, 2002

2. Chapin, John R; Adolescent sex and mass media A developmental approach. Adolescence, Vol.35, Issue 140, 2000

3. Funk, Jean B; Flores, Geysa; Buchman, Debra D, German, Gulie N; Rating electronic games violence is in the eye of beholder. Youth and Society, Vol 30, Issue 3, 1999

4. Griffiths, Mark; Sex on the internet: observations and implications for internet sex addiction. The Journal of Sex Research, Vol 38, Issue 4, 2001

5. Keller, Sarah N & Brown, Jane D; Media interventions to promote responsible sexual behavior. The Journal of Sex Research, Vol.39, Issue 1, 2002

6. Lo, Ven-hwei & Wei, Ran, Third-person effect, gender, and pornography on the internet. Journal of Broadcasting & Electronic Media, Vol 46, Issue 1, 2002

7. Taylor, Laramie D; Effects of visual and verbal sexual television content and perceived realism on attitudes and beliefs. The Journal of Sex Research, Vol.42, Issue 2, 2005

_______________________________________

به نقل از خلاصه مقالات کنگره خانواده و سلامت جنسی 1384